السيد حامد النقوي

221

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

الفا و اثبتناه فيما مضى سالفا پس اين نصب ربانى كاشف از اتصاف منصوب به وصف عصمت خواهد بود و بعد ثبوت عصمت اين مبلغ از فعل جناب احديت كار مسلمى نيست كه در آن ارتياب ورزيده اسلام خود را بر باد فنا دهد و بناى كار بر شفا جرف منهار فى النار بر نهد هفتم آنكه چون ذات قدسى صفات اين مبلغ مظهر عجائب معجزات و غرائب آيات مىباشد و ظهور اين معجزات و آيات از آن جناب به حدى رسيده كه ناظر لبيب در تواتر آن ريبى دامنگير نمىشود و سياتى اثبات هذا المرام باستيفاء الكلام فى بعض المجلدات الاتية انشاء اللَّه المنعام پس ازين رو نيز عصمت آن جناب در حيز خفا و احتجاب نيست و تفوه بكلمهء فلا بد من العلم بعصمته اوّلا دور از صواب بلكه عين خطاى واضح التبابست اما آنچه ابن تيميه گفته و عصمته لا يثبت به مجرد خبره قبل ان يعلم عصمته فانه دور پس جوابش آنست كه ما عنقريب به حمد اللَّه تعالى ثابت و مبرهن نموديم كه عصمت اين مبلغ بعنوانات عديده محقق و مصدق مىباشد و احتياجى نيست به اينكه از خبر خود آن مبلغ اثبات عصمتش نمايم معهذا اگر از خبر خود آن مبلغ عصمتش ثابت نماييم ما را مىرسد زيرا كه خبر او مجرد خبر نيست بلكه مقرون بمعجزه است كما اشرنا إليه قريبا و خبر مقرون بمعجزه يقينا موجب علمست پس اخبار اين مبلغ بعصمت خود بلا ريب موجب علم بعصمتش خواهد بود لاقترانه بالمعجزة و هذا ليس من الدور فى شىء فثبت ان تقرير الدور لا يفيد سوى الحور بعد الكور اما آنچه گفته و لا تثبت بالاجماع فانه لا اجماع فيها عند الامامية و انما يكون الاجماع حجة لان فيهم الامام المعصوم فيعود الامر الى اثبات عصمته به مجرد دعواه پس جوابش آنست كه اگر مراد از نفى اجماع نفى اجماع اصحاب ضلال مثل اصحاب سقيفه و اتباع ايشانست پس چيزى نيست و هرگز بما ضرر نمىرساند چه حجيت اين چنين اجماع اصلا ثابت نشده پس نفى آن در چه حسابست بلكه اگر اين چنين مجمعين ضالين مضلين بر نفى عصمت ما نحن فيه اجماع نمايند اصلا براى ما محل التفات نيست و اگر مراد ابن تيميه از نفى اجماع نفى اجماع اهل حق مىباشد پس يقينا خلاف بداهتست زيرا كه اهل حق قولا مطلقا بر عصمت اين واحد مبلغ عن الرسول اجماع كرده‌اند و در اثبات عصمت ائمهء اثنا عشر سلام اللَّه عليهم خصوصا ذات قدسى صفات جناب امير المؤمنين عليه السّلام مجاهدات‌شان اظهر من الشمس و ابين من الامسست اما زعم ابن تيميه كه چون نزد اماميه وجه حجيت اجماع دخول معصومست لذلك عود خواهد كرد امر بسوى اثبات عصمت مبلغ عن الرسول به مجرد دعوى او پس اين زعم غفلت صريحه و عثرهء فضيحه است زيرا كه در ما نحن فيه مراد ازين مبلغ جناب امير المؤمنين عليه السلام مىباشند و نزد اهل حق اجماعى كه بر عصمت جناب امير المؤمنين عليه السلام واقع شده در ان اجماع جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم داخل هستند و عصمت آن جناب اهل ايمان را محل ارتياب نيست گو اهل سنت را در ان هم كلام باشد و همچنين در ان اجماع